یادداشتی از دکتر علی حیدری

پویش فرزانگان سازمانی

سازمان‌ها نیز به دنیا می‌مانند که مهبط انسان‌ها است برای عروج یا ماندن و درجا زدن؛ یا هبوط به درجات اسفل و چه بسا کثیری از آیندگان و روندگان دنیا و سازمان‌ها که بدون استعداد عشق، آمدند و رفتند.

دکتر علی حیدری

عضو و نائب رئیس هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی

تامین 24 / «از هزاران دل یکی را باشد استعداد عشق      تا نگویی در صدف هر قطره‌ای گوهر شود» (خواجوی کرمانی)

 

گذشته از سیر تطور نگاه به انسان‌ها در ادوار مختلف که طیفی از ابراز انسانی، نیروی انسانی، منابع انسانی، سرمایه انسانی و ثروت انسانی را شامل می‌شود، به هر تقدیر ورودی و خروجی انسان‌ها در هر یک از سازمان‌ها با یکدیگر متفاوت است. انسان‌هایی با دانش‌ها، مهارت‌ها، تحصیلات، تجارب، تخصص‌ها و خلقیات و روحیات مختلف در سازمان‌ها استخدام و پس از پایان عمر اداری از آن خارج می‌شوند و در میانه این دو پرانتز که در بهترین حالت یک طرف آن استخدام و سوی دیگر آن بازنشستگی است، عمر اداری افراد شکل می‌گیرد. اما هستند انسان‌هایی که عمر اداری آنها به سبب بازنشستگی و ... خاتمه نمی‌یابد و باقیات صالحات آن‌ها جاری است و روش، منش و پویش آنها در خاطر سازمان و سازمانی‌ها به‌جای مانده و می‌ماند:

 

«سال‌ها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب     لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن

ماه‌ها باید که تا یک پنبه دانه ز آب و خاک     شاهدی را حله گردد یا شهیدی را کفن» (سنایی)

 

مرحوم دکتر سید مهدی مهدوی یکی از این نوادر سازمانی بود؛ زاده خوانساز اصفهان که آغاز عمر اداری او هم‌زمان با تصویب نخستین قانون بیمه‌های اجتماعی کارگران در سال 1331 بود. از کارمندی داروخانه، مدیر اداری و مالی بیمارستان و حسابداری شعبه شروع کرد و به سمت مدیر کل تشکیلات و برنامه‌ریزی سازمان تامین اجتماعی رسید و در سال 1355 در اعتراض به برخی روندهای غیر کارشناسی مستعفی و به درخواست خود بازنشسته و به اروپا رفت. او اما در سال 1356 به دعوت آقای دکتر حیدرقلی عمرانی برای فعالیت در طرح توسعه و عمران جنوب تهران (طرح محرومیت زدایی از مناطق جنوبی تهران) به ایران بازگشت و طی سال‌های 57 تا 58 و در زمان مرحوم دکتر سامی با ایشان همکاری کرد. به روایتی پس از انقلاب به ایشان پیشنهاد مدیر عاملی سازمان تامین اجتماعی شده بود (از سوی وزیر وقت) که نپذیرفت (خودش برای نگارنده تعریف می‌کرد که عده‌ای از پرسنل، تشکلی راه انداخته بودند و نزد من آمدند که شما باید مدیر عامل شوی و من گفتم سازمان ارکان تصمیم گیری قانونی دارد و چرا شما دارید مدیر عامل انتخاب می‌کنید! و گفتم نکند می‌خواهید من مدیر عامل شوم و به شما سمت بدهم و ...) ولی هیچگاه در طی این سال‌ها دغدغه‌مندی و دلسوزی‌اش برای سازمان تامین اجتماعی و آرمان عدالت اجتماعی و رفاه و تامین اجتماعی را فراموش نکرد و در واپسین روزهای عمرش نیز دلش برای سازمان تامین اجتماعی می‌تپید تا اینکه در دوم مرداد سال 1397 دار فانی را وداع گفت.

 

همان‌طور که از مصاحبه‌های منتشره او در نشریه قلمروی رفاه شماره 3 تیر 1394 و سایت «تامین پرس» بر می‌آید، یکی از پیشگامان و سرآمدان تکوین و فعالیت سازمان تامین اجتماعی بود و در پی‌ریزی قانون تامین اجتماعی و ... نقش بسزایی داشت:

 

«زدیم دست به دامان عشق از همه پیش    مراد ما شده حاصل ز پیش دستی‌ها» (بیدل دهلوی)

 

به‌خاطر دارم در یکی از اولین ملاقات‌هایم با ایشان که در منزل وی انجام شد، تعریف می‌کرد که به کارگران اهل کشور افغانستان که برای او کار می‌کردند، سواد خواندن و نوشتن به فارسی می‌آموخت و با شوق و ذوق تعریف می‌کرد که یکی از آنها دارد لیسانس می‌گیرد و از منظر نگاه تمدنی و به‌خاطر اشتراک زبانی و فرهنگی، مطرح می‌کرد که چرا سازمان تامین اجتماعی برنامه‌ای برای بیمه کردن کارگران افغانی ندارد.

 

«پس اشارت‌هاش اسرارت دهد    بار بر دارد ز تو، کارت دهد» (مولانا)

 

ملهم از این دغدغه استاد، مقاله «دیپلماسی اجتماعی» را در تبیین نقش تامین اجتماعی در دیپلماسی عمومی نگاشتم، منتشر کردم و نسخه‌ای را برای ایشان فرستادم که زنگ زدند و تقدیر کردند و گفتند که آن را برای دکتر حیدرقلی عمرانی در آمریکا ارسال کرده‌اند و ایشان نیز پیام تقدیر و تشکر ارسال کرده‌اند. همین مقاله، مقدمه‌ای شد بر بحث پیشنهاد «بیمه اتباع» و ایجاد اداره کلی به همین نام که طی سال‌های اخیر انجام شد؛ امری که با جوهره اصلی فرهنگ و تمدن اسلامی – ایرانی همخوانی دارد.

 

«که حق به بنده نه روزی به شرط ایمان داد» (آذر بیگدلی)

 

در دغدغه‌مندی او نسبت به سازمان تامین اجتماعی، همین بس که پس از حدود چهار دهه از بازنشستگی هنوز کتب، گزارشات و اسناد مربوط به سازمان تامین اجتماعی را به‌خوبی و با نظم و ترتیب در کتابخانه شخصی خود حفظ کرده بود.

باری در آستانه دومین سالگرد درگذشت این مدیر و کارشناس فرهیخته سازمان تامین اجتماعی از طریق جناب آقای حقی، از همکاران بازنشسته که با ایشان قرابت و آشنایی داشت به خانواده مرحوم دکتر مهدوی پیشنهاد کردم که در صورت تمایل، کتب مربوط به تامین اجتماعی متعلق به آن مرحوم را در اختیار «طرح مستند سازی تاریخ شفاهی تامین اجتماعی» قرار دهند (طرحی که با مساعدت جناب آقای دکتر سالاری مدیر عامل محترم سازمان و جناب آقای دهدشتی معاون ایشان و با پی‌گیری مجدانه سرکار خانم دکتر رضایی مدیر عامل محترم شرکت انتشارات علمی و فرهنگی به‌مورد اجرا گذاشته می‌شود) و همان‌طور که از خانواده این مرد فرزانه انتظار می‌رفت از این ایده استقبال کردند.

 

«گمان مبر که به پایان رسید کار مغان      هزار باده ناخورده در رگ تاک است» (اقبال لاهوری)

 

قرار است هم‌زمان با هفته تامین اجتماعی این مهم انجام شود و طی مراسمی این گنجینه اندیشمند در اختیار نسل فعلی و نسل‌های آتی برزیگران حوزه رفاه و تامین اجتماعی قرار گیرد.

اینجانب نیز چندین جلد کتاب مربوط به تامین اجتماعی را که آن استاد گرامی در زمان حیات خود به اینجانب هدیه کردند را به نام خود ایشان در این گنجینه قرار خواهم داد. در همین جا فرصت را غنیمت می‌دانم و از همه مدیران، کارشناسان و کارکنان بازنشسته سازمان دعوت می‌کنم تا به این پویش (پویش مستند سازی تاریخ شفاهی تامین اجتماعی) بپیوندند و کتاب، اسناد، مدارک و گزارش‌های تاریخی تامین اجتماعی را به نام خودشان در اختیار این طرح قرار دهند و «جشن گلریزانی» برای مستند سازی تاریخ شفاهی تامین اجتماعی فراهم شود.

باشد که تا روح این عزیز از دست رفته و سایر همکاران سفر کرده و نیز نفس گرم پیشکسوتان و اساتید سازمانی، گرمابخش این پویش شود. هر چند که به قول بیدل دهلوی، مزار این عزیزان عارف و عاشق، مستغنی از گل است ولیکن این پویش گلریزانی باشد به پای سرو بلند سازمان تامین اجتماعی:

 

«مستغنی از گل است مزار شهید عشق    ای غنچه لب‌، تو بر سرخاکم بیا بخند»

(بیدل دهلوی)

 

منبع: اداره‌کل روابط‌عمومی سازمان تامین‌اجتماعی


ارسال نظر

captcha