خوانشی از زندگی کودکان خیابان به مناسبت برگزاری روز محو کار کودک

...آنهایی که نام کوچک‌شان درد می‌کند

این حرف شاید خیلی احساسی به نظر برسد اما آیا کسی می‌داند که اگر زیست کودکانه شخصیت‌های داستانی مثل دختر کبریت‌فروش، کوزت بینوایان و اولیور توییست چارلز دیکنز طوری ادامه می‌یافت که دست‌کم چند صباحی از این روزگار معاصر کرونایی را به چشم خود ببینند، آنگاه برای این کودکان کار چه اتفاقی می‌‌افتاد و چه سرنوشتی در انتظارشان بود؟ گرچه هیچکدام از این شخصیت‌ها زباله گرد حرفه‌ای نبودند اما یادمان نرود که هفت

تامین 24 تقریبا 18 سالی می‌شود که به پیشنهاد سازمان جهانی کار (I.L.O) در تقویم‌های رسمی جهان، روز 12 ژوئن یا همان 22 خردادی که چند روز قبل آن را پشت‌‌سر گذاشتیم به نام روز جهانی مبارزه با کار کودک نامگذاری شده و در ایران نیز که سال‌ها است بخشی از آسیب‌های اجتماعی آن با کودکانی ایرانی و غیر‌ایرانی کار عجین شده و بزرگداشت این مناسبت تقویمی به سنتی رایج میان همه کنشگران و فعالان حقوق کودک بدل شده است.

اما برای امسال معذوریت‌های ناشی از کرونا همانقدر بر مراسم‌ بزرگداشت روز جهانی مبارزه با کار کودک تاثیرگذار بود که بیش از یک ماه قبل تاثیر خود را بر برگزاری مراسم رسمی هفته کارگر گذاشت و در نتیجه این‌بار آنها که کار کودک یکی از دغدغه‌های‌شان محسوب می‌شود، راهی نداشتند تا مگر از طریق فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مراسم مورد نظر خود را برگزار کنند.
البته در این میان مقارن با این مناسبت جهانی، کارزاری هم با نام «کرونا، کودکان کار» به راه افتاد که شبکه یاری کودکان کار از آن پشتیبانی می‌کرد؛ در فرازهایی از آن این‌طور آمده بود: کودکی از هر چیز گرانقیمت‌تر است؛ سال 1999 میلادی مقاوله‌نامه جهانی محو بدترین اشکال کار کودک به تصویب سازمان جهانی کار (I.L.O) رسید و مقارن همین ایام (1380) بود که در ایران این مقاوله‌نامه به تصویب مجلس شورای اسلامی وقت رسید و باعث شد تا سه سال بعد وزارت کار و امور اجتماعی وقت آیین‌نامه‌ای را در این خصوص به تصویب هیات دولت برساند؛ در 16 سالی که از زمان تصویب این مقاوله‌نامه به وسیله (I.L.O) می‌گذرد مجموعه اقداماتی در سطح جهانی صورت گرفت و باعث شد تا شمار کودکان کار از 216 میلیون نفر به حدود 168 میلیون نفر کاهش یابد؛ در این میان اگرچه هنوز آمار مشخصی از شمار و شرایط کودکان کار در ایران وجود ندارد اما شواهد انکارناپذیری وجود دارد که این کودکان از زباله‌گردی به فعالیت‌های دیگری نظیر کولبری و قاچاق سوخت روی آورده‌اند. 
«تعریف چتر حمایتی مشخص و مستمر برای کلیه کودکانی که خانواده‌های آن‌ها در وضعیت دشوار معیشتی به سر می‌برند جهت پیشگیری از ورود کودکان جدید به چرخه‌ کار به‌ویژه کارهای پرخطر، انجام تعهدات در زمینه‌ تعریف برنامه‌ اقدام فوری، شامل تهیه‌ اطلاعات دقیق و بانک اطلاعاتی از کودکان مشغول در مصادیق پرضرر با توجه به ضرورت بازتعریف و به‌روزرسانی همزمان با بروز و ظهور مظاهر جدی از مشاغل پرخطر، اجرای تعهدات قید‌شده در مقاوله‌نامه ۱۸۲ سازمان جهانی کار مبنی در دسترسی به آموزش رایگان با عنوان راهی برای دورسازی از بدترین اشکال کار کودک و همچنین تعریف برنامه‌ دقیق و بودجه‌ مشخص در این زمینه (با توجه به تداوم بحران کرونا)، دسترسی به امکانات آموزش غیرحضوری، ایجاد بستر مناسب برای آگاه‌سازی و حساس‌سازی افکار عمومی علیه بدترین اشکال کار کودک در رسانه صداوسیما و سایر رسانه‌های تحت اختیار حاکمیت طبق آنچه در کنوانسیون قید شده است، تصویب آیین‌نامه‌ حمایت از کودکان کار تهیه شده در سال ۱۳۹۲ در وزارت کار با توجه به تعهد ایران به همکاری و هماهنگی مقامات صلاحیت‌دار کشور برای محو اشکال پرخطر کار کودک از جمله کار کودکان در خیابان، تشدید مجازات افراد و ساختارهایی که به طور سیستماتیک در عرصه‌ به‌کارگیری کودکان در اشکال پرخطر و به‌ویژه زباله‌گردی فعالیت دارند و گردآوری تخلفات مرتبط با شبکه‌های برون‌مرزی مرتبط در این زمینه طبق تعهد قید‌شده در کنوانسیون» از جمله مطالباتی است که در این کارزار مطرح شده است.
در این میان اما محمد شریعتمداری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز که به نوعی وزارتخانه متبوعش متولی اصلی ساماندهی کودکان کار شناخته می‌شود خواستار افزایش سهم مشارکت تشکل‌های مردم‌نهاد در ساماندهی کودکان کار شده و از ورود هیات دولت به تهیه آیین‌نامه اجرایی قانون حمایت از کودکان و نوجونان خبر داده است؛ قانونی که مفاد آن چندان با وضعیت کودکان کار و سایر آسیب‌های اجتماعی مربوط به حوزه کودک بی‌ارتباط نیست. هر‌چند این اقدامات چشم‌انداز روشنی را در مورد کودکان کار و فرزندان کوچک خیابان به به رخ می‌کشند اما بدون تعارف می‌توان گفت که این کودکان زندگی در برزخ را تجربه می‌کنند، خصوصا حالا که کرونا نیز شرایط زیست اجتماعی را برای آنان دشوارتر کرده است و حتی برخی این کودکان را ناقلان اپیدمی می‌دانند. این مساله می‌تواند بی‌شک تلخ‌ترین بخش این ماجرای ناخوشایند باشد. برای همین این روزها باید بیش از هر زمان دیگر کودکان کار و خیابان را دریابیم؛ سناریوی زندگی آنان بی‌شک غمگین‌ترین داستان این روزهای شهر ماست. کودکان کار و خیابان بی‌شک نماد دلهره و دلواپسی و دردهای زندگی شده‌اند. بیراه نیست اگر بگوییم آنها حتی نام کوچک‌شان نیز درد می‌کند.
 

ارسال نظر

captcha