چرخی کوتاه در میان دستفروشان

کرونا می‌فروشیم که روزگار بگذرد

«زندگی سخت می‌گذشت، اما خیال‌مان راحت بود که می‌گذرد. سرمان را بالا می‌گرفتیم. به زن و بچه هم می‌گفتیم که نداریم، اما گرسنه هم نیستم. عزت داشتیم. با همه سختی‌ها شرمنده نبودیم، اما حالا انگار همه چیز زیر‌‌‌و‌‌‌‌رو شده است. به مشکلات عادت کرده بودیم، اما این یکی را دیگر نمی‌دانیم کجای دل‌مان بگذاریم. کارمان از سختی و بیچارگی عبور کرده است».

تامین 24 / همین که از خیابان ولیعصر وارد خیابان فاطمی می‌شوی، او را می‌بینی. کمی بعد از خیابان چهلستون ایستاده بود. زیر سایه بیمارستان شهرام که تقریبا سه ماه می‌شود مختص بیماران کرونایی شده است. صدایش پر از اندوه بود. می‌گفت تا همین 40 روز پیش در یک کارخانه تولیدی مشغول به کار بوده که کرونا آمد و دمار از روزگارشان در‌آورد. حالا یک دستش پر از شیلدهای محافظتی بود. یکی هم به چهره زده بود تا مردم در ویترین شیلدهای او را ببینند و دست دیگرش را در هوا تکان می‌داد که خریدار جمع کند. شده بود به قول خودش دستفروش سرپایی و کالای کرونایی می‌فروخت. با لبخند تلخی در گوشه لب، نیم‌نگاهی به بیمارستان شهرام اندخت و گفت: «کرونا آواره‌مان کرد، اما این بازار کوچک را هم برای‌مان باز کرد». امثال او این روزها زیاد هستند. کارگرانی که تا همین اسفند‌‌ماه گذشته در کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی کار می‌کردند اما حالا به کنج خیابان خزیده و در صف دستفروشان قرار گرفته‌اند. درست روبه‌روی ناصر، در آن سوی خیابان فاطمی یکی دیگر از همین دستفروشان دیده می‌شد که کیسه‌ای بزرگ به خودش آویزان کرده بود و دستکش، ماسک و ژل‌های کوچک ضد‌عفونی می‌فروخت. ناصر می‌گفت ما حتی دستفروشی هم بلد نیستیم اما مجبور شده‌ایم که به این کار پناه بیاوریم و با خجالت از اینکه شاید بازار دستفروشان قدیمی را نیز کساد کرده باشیم در گوشه‌ای از خیابان می‌ایستیم و داد می‌زنیم و منتظر می‌مانیم تا شاید کالای‌مان فروش برود. این روزها شاید شما هم زیاد دیده‌اید دستفروشانی که پاتوق مشخصی ندارند و در گوشه‌ای از خیابان‌های اصلی به صورت سرپایی کالاهایی کرونایی می‌فروشند. اینها معمولا از همان دستفروشانی هستند که ناصر می‌گفت، این کار را بلد نیستند اما این روزها به آن پناه آورده‌اند. معمولا دور میدان‌های شهر و خیابان اصلی از این نوع دستفروشان زیاد دیده می‌شوند. در خیابان ولیعصر نیز در لا‌به‌لای دستفروشان قدیمی که این روزها کسادی بازار را تماشا می‌کنند نیز از اینگونه دستفروشان به وفور دیده می‌شوند. آنها معمولا جدید وارد این حرفه شده‌اند و قوانین آن را به خوبی نمی‌شناسند. با یکی از آنها که روبه‌روی ساختمان قدیمی گمرک در خیابان ولیعصر ایستاده بود صحبت می‌کنیم: «خیلی زندگی برای ما سخت شده بود اما خوشحال بودیم که بیکار نیستیم. کرونا بیکاری را نیز به ما هدیه داد. الان از برخی مغازه‌های بهداشتی کالای کرونایی می‌گیریم و با سود اندکی که برای خودمان می‌ماند آنها را اینجا می‌فروشیم. در ماه گذشته نزدیک یک میلیون و 300 هزار تومان از این راه درآمد داشتم». این روزها بیکاری کارگران تولیدی به یک معضل برای اقتصاد ایران تبدیل شده است. بسیاری از آنها به دلیل نوع قراردادی که داشتند، یعنی قراردادهای شفاهی و موقت از دریافت بیمه‌های بیکاری بی‌نصیب مانده‌اند و به کارهای دستفروشی، خدماتی، نظافت و بعضا مسافرکشی روی آورده‌اند. البته آنهایی هم که بیمه بیکاری دریافت می‌کنند نیز نمی‌توانند از عهده مخارج زندگی بر‌بیایند. شما در نظر بگیرید که بدون دریافت بیمه بیکاری در یک ماه یک میلیون و 300 تومان درآمد دارید حالا با این درآمد چگونه می‌توانید زندگی خود را جمع و پاسخگوی هزینه‌هایی معیشت، اجاره بها و خدمات مورد نیاز زندگی باشید. بیمه بیکاری را هم اگر به این اضافه کنید باز درآمد جایی نمی‌رود که حداقل خیال را همچنین کمی قرص و محکم آسوده کند. این همان کیمیاگری اقتصاد معیشت است که همواره کارگران بهترین کاربلدهای آن بوده‌اند. امیر یکی دیگر از کارگران تولیدی که او نیز این روزها به فروش محصولات کرونایی در کنار خیابان روی آورده است، می‌گوید: «وقتی بیکار شدم، ابتدا سراغ نظافت منازل رفتم، اما این کار هم به کسادی کشیده شد، چون مردم می‌ترسند کارگران را برای نظافت به منزل راه دهند. همه نگران مریضی هستند. الان دست به دست کالای کرونایی می‌گیرم و می‌فروشم، اما پولی که در‌می‌آورم فقط جوابگوی اجاره خانه من در گوشه‌ای از محله باقر‌آباد است. خودم هم نمی‌دانم چگونه دارم زندگی می‌کنم. بیمه بیکاری ندارم و همه درآمدم از همین کنج خیابان و فروش کالای کرونایی تامین می‌شود».

شغل جدید فروش محصولات کرونایی، این روزها تصویر تازه‌ای برای خیابان‌های اصلی در شهرهای بزرگ است که بعضا از سوی کارگران بیکار شده بخش‌های تولیدی و خدماتی ارائه می‌شود. نه اینکه همه این دستفروشان، بیکار‌شدگان این گروه از شاغلان باشند. در میان این فروشندگان، دستفروشان قدیمی که جایی برای خود در بازار دستفروشی نیز باز کرده بودند، دیده می‌شوند اما همان‌طور که همه این افراد می‌گویند این بازار نیز دخلی ندارد که بتوان به زورش برای باز کردن گره‌های خرج امیدوار بود. یکی از همین دستفروشان به داروخانه‌ای در خیابان ولیعصر اشاره می‌کند و می‌گوید تا همین 40 روز قبل هیچ محصول کرونایی نداشت، اما حالا روی پیشخوان فروشگاهش چیده است و مصرف‌کنندگان هم ترجیح می‌دهند که این کالاها را از داروخانه‌ها خریداری کنند». به نظر می‌رسد در این رقابت، داروخانه‌ها توانسته‌اند به خوبی از عهده دستفروشان بر‌بیایند و این نشان می‌دهد که حتی فردا نیز چشم‌انداز خوبی برای سرچراغی دستفروشان کرونایی ندارد.

جالب اینجاست که گروهی از این دستفروشان بیکار نشده‌اند بلکه فقط حقوق دریافت نمی‌کنند. یعنی از وقتی که کرونا چرخ تولید را در بخشی از کارگاه‌های صنعتی و خدماتی متوقف کرده است، کارفرماها به این کارگران گفته‌اند که بیمه آنها را پرداخت می‌کنند اما فعلا درآمدی برای جبران حقوق ماهیانه ندارند. ناصر می‌گفت همین برای ما یک روزنه امید است و خوشحالیم که اگر کرونا کنترل شود با همراهی این کارفرمایان دوباره بتوانیم به کار برگردیم و از گوشه خیابان و همسایگی کار با بیمارستان شهرام و فروش محصولات کرونایی نجات یابیم. البته برای این امید هنوز هیچ چشم‌اندازی وجود ندارد. آنچه مسلم است دستفروشان و میهمانان تازه این بازار این روزها یکی از بدترین دوران اقتصادی خود را تجربه می‌کنند.

محمدرضا تاجیک، رییس مجمع کارگران استان تهران با اشاره به افزایش تعداد کارگرانی که از تولید به سمت دستفروشی رفته‌اند، می‌گوید: «در حال حاضر شاهد هستیم بخش زیادی از کارگرانی که در بحث کرونا بیکار شدند، اکنون به سمت دستفروشی محصولات کرونا مانند ماسک، شیلد، مواد ضدعفونی‌کننده رفته‌اند. این نشان‌دهنده این است که وضعیت معیشتی کارگران به گونه‌ای است که حتی نمی‌توانند یک روز بیکار باشند، بسیاری از کارگران برای پرداخت اجاره بها و تامین نان شب به گرفتاری افتاده‌اند».

وی ادامه می‌دهد: «طبق آمار ارائه شده از سوی مسئولان وزارت کار، حداقل حقوق تنها کفاف30  درصد هزینه‌های زندگی را می‌دهد. برای همین نگرانی برای تامین معاش زندگی و کرایه خانه این روزها رمق کارگران را گرفته و آنها نمی‌دانند چگونه باید با این حقوق بخورونمیر زندگی کنند». باید فکری کرد، همیشه البته می‌دانستیم که باید فکری کرد، اما این‌بار اگر زودتر چاره‌ای اندیشیده نشود بیشتر و در سایز بزرگتری خواهیم دید که کارگران مولد در گوشه‌ای از خیابان ایستاده‌اند و برای امرار‌ معاش در آفتاب حل می‌شوند و آب می‌روند. در این روزهای سختی اقتصادی اما سخنان این کارگران را نباید فراموش کرد. همه آنها به نوعی می‌گفتند که قبل از کرونا ویترین کاملی از مشکلات اقتصادی بودند، اما دلشان خوش بود که شغل داشتند و نام شاغل روی آنها بود. این امر نشان می‌دهد که برای کارگران، اشتغال حتی با کمترین درآمد اهمیت دارد. یعنی آنها ترجیح می‌دهند شاغل باشند حتی با درآمد کم تا اینکه بیکار شوند و با حضور در مشاغل غیر‌مولد درآمدهای بیشتری داشته باشند. این پیام را باید برای سیاستگذاری‌ها جدی گرفت و به آن اهمیت داد. راز بزرگی در آن نهفته است. اینگونه نیست؟

 

منبع: هفته‌نامه آتیه نو/ شماره 229/ 27 اردیبهشت 1399


 


ارسال نظر

captcha