آنهایی که نماد سختی‌ها و دشواری‌های واقعی زندگی شده‌اند

زنان کارگر، سیبل مشکلات اقتصادی

تراز میدانی زندگی زنان کارگر نشان می‌دهد که آنها هنوز سنگ زیرین آسیاب اقتصاد هستند و باید تاوان بسیاری از مشکلات اقتصادی را پس بدهند.

تامین 24 / حتما شما نیز بارها عنوان «کارگران زن» را شنیده‌اید و به احتمال زیاد هم می‌دانید که کارگران زن بخشی از نیروی انسانی پیشبرد توسعه در کشور محسوب می‌شوند که در گیر‌‌‌و‌‌‌‌دار مشکلات شدید اقتصادی وضعیتی به مراتب بدتر از کارگران مرد دارند. البته این هم برای خود اتفاق تلخی است که کارگران زن اوضاع اقتصادی ناخوشایندی نسبت به همکاران مرد خود دارند، چون مردان کارگر به تنهایی نمادی از مشکلات عدیده اقتصادی محسوب می‌شوند اما وقتی سیستم اقتصادی کشور نیز می‌پذیرد که مشکلات زنان کارگر به مراتب بدتر از مردان است باید باور کرد که انگار نماد واقعی خمودگی در میان کارگران، زنان محسوب می‌شوند. این روزها کمتر مسئولی را می‌توان در جریان برنامه‌ریزی اقتصادی کشور یافت که عقده‌ای غیر از این داشته باشد. تقریبا همه آنها بر این باورند که زنان کارگر به مراتب زندگی سخت‌تری نسبت به مردان کارگر دارند. مشکل اما اینجاست که این کارگران در بسیاری از مواقع مسئولیت یک خانواده را نیز بر‌عهده دارند یا اگر پذیرفته شده که عدالت شغلی در ایران و در اوج مشکلات اقتصادی گریبان اقتصاد ایران را گرفته، باید این واقعیت را نیز بپذیریم که دود این فقدان عدالت چشمان یک خانواده را در نهایت می‌سوزاند. گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که همواره نرخ مشارکت اقتصادی بین زنان نسبت به مردان در نقاط شهری نسبت به نقاط روستایی کمتر است. در سال گذشته 38.6 درصد زنان ۱۵ تا ۲۹ ساله بیکار بودند. این شاخص برای مردان در بدترین حالت 21 درصد بوده است.

سهم جمعیت بیکار زنان ۱۰ ساله و بیشتر و نیز فارغ‌التحصیلان آموزش عالی از کل بیکاران ۶۵.۹ درصد و در مردان ۲۶.۱ درصد ثبت شده است.
در همین حال به تازگی اتاق بازرگانی تهران در گزارشی مجزا به بررسی شاخص‌های نیروی کار زنان و مردان استان تهران پرداخته و می‌نویسد نرخ بیکاری زنان ۱۵تا ۲۴ ساله در استان تهران بیش از ۴۵ درصد است. این ارقام تنها بخشی از شرایط ناخوشایند شغلی برای زنان را نشان می‌دهند، وقتی وارد بازار کار می‌شوی شرایط در مواقعی برای زنان آنقدر تلخ می‌شود که بیراه نیست بگوییم گروهی از زنان کارگر در اوج سختی‌ها و مصیبت‌هایی به کار مشغول هستند که برخی از این دشواری‌ها را به سختی می‌توان تحمل کرد. بسیاری از کارگران زن بعد از مدت‌ها شاغل بودن از هیچگونه بیمه‌ای برخوردار نیستند و به خاطر هراس از بیکار شدن توان مقابله به این فرار غیرقانونی کارفرمایان را ندارند. گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که در سال ۱۳۹۶، ۸۰ درصد شاغلان بدون بیمه سهم زنان بوده است.  متاسفانه در ایران و در میان برخی از کارفرمایان هنوز مشکلات فرهنگی زیادی وجود دارد که باعث می‌شود آنها حق و حقوق کارگران زن را مطابق قوانین موجود پرداخت نکنند. بسیاری از این کارفرمایان به دلیل آنکه نمی‌خواهند پاسخگوی تعهدات قانون کار باشند، بانوان مجرد را استخدام می‌کنند تا حق عائله‌مندی و مواردی از این دست را پرداخت نکنند و از سوی دیگر بسیاری از زنان کارگر با ازدواج و حتی مادر شدن در آستانه اخراج از محل کار قرار می‌گیرند.  «بیکاری زنان از جمله مواردی است که غیر از بعد اقتصادی، ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی دارد. دولت‌ها در جوامعی مانند ایران تلاش می‌کنند مشارکت اقتصادی زنان را بهبود داده و نرخ بیکاری آنها را کاهش دهند».
این جمله را مهناز قدیرزاده (کارشناس روابط کار و فعال حوزه زنان) درباره وضعیت بیکاری زنان می‌گوید. او معتقد است: «به جز مواردی که در سطح کلان بر بیکاری زنان موثر است، برخی اتفاقات و روند‌ها تاثیر مقطعی در این زمینه دارند. به طور کلی موارد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی که به ناعادلانه بودن رقابت در بازار کار بین زنان و مردان منجر می‌شود، باعث شده سهم زنان از بازار کار کمتر از ۲۰ درصد باشد. افزایش این سهم نیازمند اصلاحات در سطح کلان است، اما اگر قرار باشد از شرایط مقطعی حرف بزنیم باید عنوان کنیم که روند‌ها به نفع زنان نیست». او تصریح می‌‎کند: «شیوع کرونا به اشتغال لطمه زیادی زده است. هنوز به درستی مشخص نیست که چه تعداد کارگر رسمی و غیررسمی بیکار شده‌اند. تنها در مورد کارگرانی که درخواست بیمه بیکاری داده‌اند، اطلاع داریم که تعداد آنها بیش از ۸۰۰ هزار نفر است. به این افراد باید کارگران ساختمانی، فصلی و شاغلان در مشاغل غیررسمی را هم اضافه کنیم. زنان کارگر مانند مردان از شیوع کرونا آسیب دیده‌اند و چه بسا باید گفت که این آسیب بیشتر هم بوده است».
این کارشناس روابط کار بر این باور است که کرونا مشاغل شهری را به نسبت مشاغل روستایی بیشتر تحت تاثیر قرار داده است، حال آنکه زنان متقاضی کار در شهر‌ها بیشتر از روستا‌ها هستند و نرخ بیکاری این دسته از زنان هم نسبت به زنان روستایی بیشتر است.
او توضیح می‌دهد: «زنان روستایی هرچند کار می‌کنند، اما اغلب در آمار‌های رسمی جا نمی‌گیرند. از طرف دیگر ما در سال‌های اخیر با گروهی از زنان مواجه شده‌ایم که تحصیلات دانشگاهی دارند و دنبال کار می‌گردند. اینها دیگر به کار‌های کشاورزی، دامپروری و حتی صنایع‌دستی مشغول نیستند، بلکه تمایل دارند در بخش‌های دیگر فعالیت کنند. اینکه جمعیت زنان متقاضی کار در سال‌های اخیر افزایش یافته به دلیل تقاضای همین دسته از زنان است». قدیرزاده با اشاره به اینکه شیوع کرونا بیش از هر چیز شغل این گروه از زنان را تهدید می‌کند، هشدار می‌دهد: «ممکن است شرایط پیش آمده زنان را بیش از قبل مجبور به تن دادن به شرایط غیرعادلانه کار کند. ناعادلانه بودن بازار کار باعث شده زنان با حقوق و مزایای کمتری سر کار بروند و اکنون که زنان بیشتری بیکاری شده یا در معرض بیکاری قرار گرفته‌اند، این احتمال وجود دارد که سوء‌استفاده‌های بیشتری صورت گیرد. این در حالی است که زنان به نسبت مردان کمتر از حمایت‌هایی که برای جبران آسیب‌های کرونا در نظر گرفته شده برخوردار شده‌اند؛ چراکه تعداد بیشتری از آنها شغل غیررسمی داشته‌اند».
باید بپذیریم که زنان کارگر سرنوشت اقتصادی ناخوشایندی دارند که برای بهبود آن دولت‌ها باید برنامه‌ها و راهبردهای خاصی بیندیشند. البته بی‌شک وزارت تعاون، کار و تامین‌اجتماعی با برنامه‌هایی که طی چند سال گذشته برای زنان سرپرست خانوار تدوین کرده تا حد زیادی بار مشکلات موجود را کاهش دهد اما بی‌شک تراز میدانی زندگی زنان کارگر نشان می‌دهد که آنها هنوز سنگ زیرین آسیاب اقتصاد هستند و باید تاوان بسیاری از مشکلات اقتصادی را پس بدهند. چه زمانی زنان کارگر باید با خیالی آسوده نفس بکشند؟ ای کاش می‌شد برای این پرسش پاسخی کوتاه یافت.

ارسال نظر

captcha