یادداشتی از محمد پوستین‌دوز

چرا باید مسئله تامین اجتماعی را جدی گرفت

تامین 24 /

مقوله رفاه و تامین‌اجتماعی در گستره وسیع خود، از تاریخ پرفرازونشیبی برخوردار است. بسیاری از الگوهای مطروحه و متداول به علل گوناگون دچار ناکارآمدی و کسری منابع شدند و برای کاهش خطرات محتمل و پیامدهای به‌وجود آمده به اجبار یا از روی عاقبت‌اندیشی اصلاحات گوناگون از جمله ساختاری یا پارامتریک در برنامه‌های خویش اعمال کردند. برنامه‌های موثر، متنوع و سخاوتمندانه رفاه و تامین‌اجتماعی موجب رضایتمندی مردم و استقبال از دولت‌ها در جهان شده و در مقابل با کاهش سطح پوشش (کمیت) یا کیفیت ارائه خدمات معمول رفاهی یا انجام اصلاحات، هزینه‌هایی برای تعدادی دیگر از دولت‌ها به‌دنبال داشته است. دولت‌هایی که نتوانستند بار دیگر اعتماد رفاهی مردم را جلب کنند کنار گذاشته شدند و در بعضی مواقع این‌گونه تکانه‌ها، بحران‌های اجتماعی را نیز در پی داشته است. به‌عبارتی، تامین‌اجتماعی به‌عنوان یک پدیده نوین در مقوله دولت‌سازی یا دولت‌براندازی نقش فعالی ایفا می‌کند. در حال حاضر مردم صبورمان در سخت‌ترین تحریم ناجوانمردانه تاریخ جهان علیه یک کشور مظلوم قرار دارند. از این رو نقش موثر تامین‌اجتماعی در دو محور گفته‌شده را می‌بایست مدنظر داشت.سازمان تامین‌اجتماعی جایگاه ویژه‌ای بین قریب به 43میلیون نفر از بیمه‌شدگان و مستمری‌بگیران سه‌گانه و خانواده‌های آن‌ها دارد و متولیان امر در قوای سه‌گانه و آحاد مردم باید به نظرات نخبگان و کارشناسان مستقل و کاربلد اهتمام ویژه داشته باشند تا بتوانند با اتحاد و همدلی و البته شجاعت و ازخودگذشتگی که در تاریخ ایران نمونه‌های زیادی از آن مشهود است این مرحله را با سربلندی پشت‌سر بگذاریم.

همان گونه که به‌طور رسمی اعلام شد، وضعیت نقدینگی این سازمان در مرحله عدم تعادل قرار گرفته و این مسئله می‌تواند سطح ناپایداری را به ناپایداری دائم و غیرقابل حل -با داشته‌های موجود- برساند و به ناچار دولت را با بحران اداره صندوق‌های بازنشستگی رو‌به‌رو کند. واقف هستیم که سهم سازمان تامین اجتماعی در این میان به علت وضعیت خاص اقتصادی و تورم‌های سنگین و کاهش قدرت خرید مستمری‌بگیران، گردش مالی بالا و تعداد افراد برخوردار و درگیر طرح در جایگاه نخست و ممتازی قرار دارد و اگر این سازمان به علت ضعف، استقلال خود را از دست دهد و از خودگردانی خارج شود، مقوله صندوق‌های بازنشستگی می‌تواند به پاشنه‌آشیل نظام سیاسی کشور تبدیل شود. در حال حاضر کمک مالی و البته فوری دولت و انضباط مالی در این سازمان تنها راه باقی‌مانده برای جبران کسری موجود است. همچنین نباید به سمت افزایش تعهدات مالی دولت و در نتیجه انباشت بدهی حق‌بیمه سهم آن رفت، زیرا با فقدان سازمان‌های رگلاتوری مستقل و کاهش نقش شرکای اجتماعی و نمایندگان بیمه‌پردازان، این‌گونه اقدامات موجب می‌شود دولت‌ها به فکر خلاصی از بدهی و فشار ناشی از آن قرار گیرند و اتفاقات بغرنجی به‌وجود بیاید. اگر کمی به گذشته برگردیم، می‌بینیم، در مقطعی یک رئیس دولت به‌طور رسمی از زیر بار مسئولیت این بدهی شانه خالی و اعلام کرد که دولت بدهی ندارد و در دولتی دیگر تلاش کردند قسمتی از بدهی را قیچی کنند. آن چیزی که در همه ادوار گذشته قابل مشاهده است، جدی نگرفتن مسائل سازمان تامین‌اجتماعی و استفاده  مستقیم و غیرمستقیم از منابع کارگران و بیمه‌شدگان با تصویب قوانین مغایر با اصول بدیهی بیمه‌ای، بازنشستگی‌های پیش از موعد، بخشودگی قسمتی از حق‌بیمه سهم بیمه‌شدگان و کارفرمایان، تحمیل هزینه طرح تحول سلامت، برخی سهم‌خواهی‌ها  از مدیریت شرکت‌های  شستا و مانند آن بوده است؛ اما این همه داستان نیست.

فارغ از شعارهای رنگارنگ ادوار گوناگون از یک عقب‌افتادگی در توسعه سیستم مکانیزه برخورداریم و چاره‌ای نداریم جز اینکه شاهد جهشی خارق‌العاده با به‌کارگیری نخبگان کشوری در این عرصه باشیم.در جذب نیروهای جدید، انتصاب مدیران سطوح گوناگون، شاخصه‌های ارتقای کارکنان، توانمندسازی پرسنل اجرایی با آموزش‌های موثر و... دچار برخی ناکارآمدی‌ها هستیم و این بزرگ‌ترین خطر برای یک صندوق بازنشستگی است.

باید با ایجاد بانک اطلاعاتی قوی و تغییر مسیر فعلی، همه امور را به نفع سازمان تامین اجتماعی تغییر دهیم. اگر بپذیریم که اداره یک شعبه برای مدیریت آن بسیار سخت شده، می‌دانیم که در سایر سطوح چه می‌گذرد و چقدر فشارهای بیرونی مختلف سعی در اعمال نفوذ در کارکردهای کارشناسی تامین اجتماعی دارند. لذا برای یک بار هم که شده موارد را به جد اصلاح و باید این سازمان را به ریل اصلی بازگردانیم چراکه هفته تامین‌اجتماعی فرصت خوبی است برای محکم‌کردن زنجیره وحدت و همیت سازمانی و درک توفیق خدمت به بهترین افراد جامعه.

 

محمد پوستین‌دوز

کارشناس ارشد حوزه رفاه و تامین اجتماعی

منبع: آتیه نو

 


ارسال نظر

captcha