یادداشتی از حسن نمک‌دوست تهرانی

رسانه‌های انقلاب، صحنه تنازعات سیاسی بودند

در سال56 و با انتصاب جمشید آموزگار به نخست‌وزیری، تعدادی از روزنامه‌نگاران در نامه‌ای به آموزگار، پس از سال‌ها سکوت به‌وجود سانسور در مطبوعات اعتراض کردند. با رخدادهای شهریور57، اعتصاب‌های مطبوعات آغاز شد.

حسن نمک‌دوست تهرانی

روزنامه‌نگار و مدرس دانشگاه

تامین 24 / اولین اعتصاب چهار روز طول کشید و رهبری آن دست سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات بود. دولت شریف امامی، آزادی مطبوعات را تضمین کرد و اعتصاب اول پایان یافت. دو ماه بعد با روی کار آمدن دولت نظامی، اعتصاب دوم آغاز شد و 62روز طول کشید.

پیش از نخست‌وزیری بختیار امکان تجمع دوباره روزنامه‌نگاران در تحریریه روزنامه‌شان فراهم شد و فضای بسیار شورانگیزی شکل گرفت. از صبح تا شب گروه‌های مختلف مردم با دسته‌گل به دفتر روزنامه می‌آمدند و وارد محوطه کیهان که می‌شدند، جمعیت چند هزار نفره با یک آهنگ ویژه و هماهنگ دست می‌زدند.

با روی کار آمدن بختیار، اعتصاب دوم تمام و به فاصله کوتاهی انقلاب پیروز شد. با ورود به سال57 به دوره‌ای وارد می‌شویم که هرگز در تاریخ حزب توده وجود نداشت، ولی در روزنامه کیهان وجود داشت و آن پدیده چریک توده‌ای بود. چون یکی از مرزبندی‌های حزب توده، مرزبندی با جنبش چریکی بود. حضور جبهه ملی و اخبار آن در کیهان بسیار جدی بود.

همچنین پس از سال‌ها و برای نخستین بار بزرگ‌ترین عکسی که از امام در مطبوعات منتشر شد، در صفحه اول کیهان بود. چالشی درونی در روزنامه‌ها به‌عنوان مرکز نخبگان وجود داشت و آنان تلاش می‌کردند گرایش سیاسی خود را بیشتر بروز دهند.

در کیهان دبیر سرویس من، محمد خوانساری از خانواده آیت‌الله خوانساری بود. ایشان بسیار مذهبی و رئیس هیئت‌مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات بود. اگر امام در پاریس اعلامیه‌ای منتشر می‌کردند، کسی که نمی‌دانم از تهران یا پاریس بود، زنگ می‌زد تا متن اعلامیه را بخواند و آقای خوانساری می‌گفت این اطلاعیه را که از تلفن می‌خوانند بنویس. سپس متن تایپ می‌شد و به‌دست سردبیر می‌رسید.

با پایان اعتصاب دوم، صبح روزی که برای چاپ فردا آماده می‌شدیم، تلفن تحریریه زنگ زد و من پاسخ دادم. همان صدا بود که پرسید قرار است روزنامه را دربیاورید؟ گفتم بله. گفت خوانساری را صدا کنید با او صحبت کنم. تصور من این بود که آن فرد می‌گوید پایان اعتصاب درست نیست. در پایان آقای خوانساری گفتند، بگویید امام اطلاعیه‌ای بدهند که بگوییم ما بر اساس آن، اعتصاب را تمام کردیم و این اطلاعیه از سوی امام آمد. ما دوبار اعتصاب کردیم و روزنامه آیندگان سه بار اعتصاب کرد. اعتصاب سوم آیندگان در اعتراض به مدیریت داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی وقت بود و به‌دنبال آن، نخستین شورای سردبیری تاریخ مطبوعات ایران شکل گرفت. در کیهان نیز همین مطالبه مطرح شد.

هواداران حزب توده مانند رحمان هاتفی و هوشنگ اسدی که معاون سردبیر کیهان بود، علی خدایی که دبیر تحریریه بود، جدی‌ترین مخالفان این ایده بودند. موافقان از این مناسبات با حزب توده اطلاع نداشتند، ولی می‌گفتند سردبیری شورایی شود، بنابراین یک نزاع پنهان شکل گرفت و به‌جای یک سردبیر، پنج نفر آمدند. رحمان هاتفی و هوشنگ اسدی از یک‌سو، شادروان مهدی سحابی مترجم معروف و مجتبی راجی که به‌تازگی از زندان آزاد شده بود و محمد بلوری آن پنج نفر بودند. ولی روز 25اردیبهشت همه 20نفر مدافع شورایی‌بودن مدیریت کیهان به نام مخالفت با جمهوری اسلامی از این روزنامه اخراج شدند...

 

منبع:‌ هفته‌نامه آتیه‌نو، شماره 190


ارسال نظر

captcha