یادداشتی از امان‌الله قرایی‌مقدم

زخم خلأ اعتماد عمومی بر تن اقتصاد

تقویت سرمایه اجتماعی به‌دلیل پیوندی که با اقتصاد و سایر بخش‌های زندگی مردم دارد، جزء مهم‌ترین مسائل در کشور ماست، اما متاسفانه همان طور که تاریخ ایران نیز گویاست، کشور ما در طول تاریخ، جز در مقاطعی بسیار کوتاه از ضعف سرمایه اجتماعی در رنج بوده است.

 

امان‌الله قرایی‌مقدم

جامعه‌شناس و استاد دانشگاه

تامین 24 /

می‌توان گفت بخش زیادی از مشکلات و گرفتاری‌ها در دوره‌های گوناگون مثل جنگ‌ها و تنش‌های داخلی، به همین ضعف برمی‌گردد. منظور از سرمایه اجتماعی، همدلی، هم‌رنگی مردم و اعتماد عمومی است که این اعتماد عمومی به دو نوع اعتماد افقی، یعنی اعتماد بین مردم با همدیگر یا عمودی، یعنی اعتماد میان مردم و مسئولان تقسیم می‌شود. ضعف اعتماد عمومی در تاریخ ایران باعث شده که مردم در برخی از مواقع حاضر به همکاری با حاکمان خود حتی در مواجهه با هجوم دشمنان خارجی مثل حمله مغول‌ها یا حملات مشابه دیگر نباشند و در تمامی دوره‌ها این بی‌اعتمادی باعث تنش میان حکام در مناطق داخلی یا بی‌اعتنایی مردم به وضعیت حاکمان شده است  و همین، سستی آن‌ها را در برابر دشمنان خارجی توجیه می‌کند. حکومت‌ها در کشور ما به‌دلیل همین نبود اعتماد عمومی در تاریخ ایران است که از مردم جدا افتاده‌اند.

در طول تاریخ برای مردم ایران فرق چندانی نمی‌کرده چه کسی زمام امور را به دست داشته باشد، زیرا در طول تاریخ این کشور، عموما هرکه بر سریر قدرت قرار گرفته، مردم را نادیده گرفته و به استثمار مردم دست می‌زده است.

در جامعه امروز نیز این بی‌اعتمادی در بحران‌های اقتصادی خود را به‌خوبی نشان داده است. افزایش نرخ دلار، تشدید بیکاری و حتی بی‌ثباتی‌های اقتصادی ریشه در موضوع مهم ضعف سرمایه اجتماعی دارد. همین ضعف است که نقدینگی را از این بازار به آن بازار می‌برد و در نهایت بدون یافتن سرپناهی امن به آشفتگی‌های اقتصادی دامن می‌زند. آشفتگی‌های اقتصادی خود به تشدید ضعف سرمایه اجتماعی منجر شده است. هرچند برای این ضعف ده‌ها عامل می‌توان ذکر کرد.

امروز رفتارهای همان کسانی که حقوق‌های نجومی دریافت می‌کنند و به‌واسطه روابط رانتی اختلاس می‌کنند؛ بخش عمده‌ای از  ضعف سرمایه اجتماعی را در برمی‌گیرد و  اصلاح این معایب و فسادها در اقتصاد است که سرمایه اجتماعی را تقویت می‌کند. اگر مردم ببینند مسئولان هم‌رنگ آن‌ها و گام‌به‌گام مثل آن‌ها حرکت می‌کنند و فاصله معیشت و رفاه آن‌ها با مسئولان، چندان زیاد نیست، تحمل مشقت‌های اقتصادی راحت‌تر خواهد شد یا اینکه صبوری مردم برای نتیجه‌گیری از اقدامات اقتصادی بالا می‌رود و به همین دلیل دلارها در خانه انباشته نمی‌شود.

درست مانند کشورهای ژاپن، کره‌جنوبی و... که همکاری مردم رشد اقتصادی را به‌وجود می‌آورد. در این کشورها مردم در شرایط بحرانی اقتصادی نه تنها دلار در خانه‌ها ذخیره نمی‌کنند، بلکه اندک دارایی دلاری یا سکه و طلای خود را به دولت تحویل می‌دهند و البته رفتار مشابه دولت در تنبیه و توبیخ مفسدان اقتصادی و حتی آن‌هایی که در بدنه دولت و از نزدیکان دولت هستند، عاملی است برای افزایش اعتماد و آن را قوی‌تر هم می‌کند. به دلیل همین رفتارهاست که در ژاپن یا کشورهای توسعه‌یافته اگر کسی مرتکب دزدی شود، باید تاوان سنگینی پس بدهد.

عواملی غیر از موارد ذکرشده البته در بی‌اعتمادی‌های عمومی نقش دارد، مثل معضلات اقتصادی. برای مثال، چک‌های برگشتی خود نشانه‌ای از این بی‌اعتمادی است. قول‌ها و وعده‌هایی که بالاترین مقامات اجرایی کشور می‌دهند و به آن عمل نمی‌کنند نیز بُعد دیگری از این بی‌اعتمادی را شکل می‌دهد. برخی مسئولان که خود در شرایط رفاهی عالی به‌سر می‌برند، وعده اصلاح وضعیت اقتصادی را سر می‌دهند. چطور مردمی که از نظر معیشت، فرسنگ‌ها با مسئولان فاصله دارند، به اصلاح آینده اقتصادی امید پیدا کنند یا زمانی که دولت تاکید می‌کند، دلار نخرند، به صرافی‌ها هجوم نیاورند؟ حالا درست همان دسته‌ای که به صحبت‌های برخی مسئولان مبنی بر نخریدن دلار پیش از عید نوروز ۹۷ اعتماد کرده بودند، پیشمان شده‌اند. یعنی وعده‌ها در رابطه با کاهش نرخ دلار محقق نشده و مردم به این نتیجه رسیده‌اند که اعتماد به برخی مسئولان، نه تنها سودی برای آن‌ها نخواهد داشت، عواقب بدی را نیز برای آن‌ها ایجاد خواهد کرد.

وقتی در جامعه‌ای همدلی، هم‌رنگی و هم‌بستگی از نوع ارگانیکی نباشد، گسست مردم از هم راحت خواهد شد. منظور از هم‌بستگی ارگانیستی، هم‌بستگی است که در آن  افراد و اعضای جامعه به‌مثابه اعضای بدن در ارتباط با هم هستند و از احساس و رنج و مسائل هم باخبرند و همین اطلاعات، آن‌ها را به سمت همکاری‌های بیشتر سوق می‌دهد. در حالی که در هم‌بستگی مکانیکی این نقطه‌ اتصال مثل نقطه اتصال اعضای یک ماشین است و در این اتصال هیچ بینش و درکی نیست.  متاسفانه کشور ما فاقد هم‌بستگی از نوع ارگانیکی است که باعث‌شده بخش عمده‌ای از نیروی کار ساعت‌های کاری را به وقت‌گذرانی و خوردن چای و صحبت‌کردن بگذراند و بهره‌وری در نقطه بسیار بحرانی قرار بگیرد. از چنین جامعه به این زودی‌ها، توقع تغییر نمی‌رود.

 

 

منبع: هفته‌نامه آتیه‌نو، شماره 177

 


ارسال نظر

captcha